بودن اما نبودن

خرید بک لینک
یک جایی خواندم که آدم فقط دلش برای آدم هایی که از او دورند تنگ نمیشود.

راست میگوید

بعضی آدم ها را تو تقریبا هرروز می بینی اما هی دلتنگ ترشان می شوی.

دیشب راستش، پیانو را گذاشتم توی گوشم و یک دل سیر گریه کردم. من از بلاتکلیفی بیزارم. این وسط تکلیف هیچ چیزم معلوم نیست. نه تکلیفم با او روشن است. نه با خودم. اصلا نمیدانم چه چیز غلط و چه چیز درست است دیگر.

تنها چیزی که میخواهم این است که رک و راست تکلیف همه چیز زندگی ام را روشن کنم. خسته شده ام از این بین زمین و هوا بودن. از دلتنگی کشیدن. از تحمل کردن بودن اما نبودنش...

هیس! یک نفر دارد می نویسد......

ما را در سایت هیس! یک نفر دارد می نویسد... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 7 تاريخ: سه شنبه 11 آبان 1395 ساعت: 16:52

صفحه بندی