بیرون که می آیی از بینشان، هیولای درونشان انگار که زنده شده باشد، پنجه هایش را نشانت می دهد.
پ.ن.: و من همچنان خوب هستم! مامان هم امروز میگفت!
کسی که ازش باید خیلی تشکر کنم، الف جان بود اولا که وقتی دو دل بودم، ترغیبم کرد به گام گذاشتن در توفان تغییر. دوما آدم هایی که آنسوی توفان تغییر منتظرم بودند و پذیرفتند من را مثل یکی از خودشان.
فراموش نمیکنم. فراموش نمیکنم.
هرگز...
هیس! یک نفر دارد می نویسد......ما را در سایت هیس! یک نفر دارد می نویسد... دنبال میکنید
برچسب: هرگز هرگز بی تو نمیخندم,هرگز هرگز عهدیه,هرگز نمیرد آنکه دلش,هرگز نخواستم سیاوش قمیشی,هرگز از مرگ نهراسیدم,هرگز رهایم مکن,هرگز نخواستم که تورو,هرگز تسلیم نشو,هرگز رهایم نکن رمان,هرگز نمیشه, نویسنده: بازدید: 9