هیس! یک نفر دارد می نویسد...

خرید بک لینک

بهانه هایی مثل عید هم هستن که ترقیبت میکنن به انجام اونچه که دلت میگه که کار درسته؛ به انجام اونچه که اسمش جبرانه. لاقل برای بهتر شدن حال خودت...

posted by: نگارین... |

هیس! یک نفر دارد می نویسد......

ما را در سایت هیس! یک نفر دارد می نویسد... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 1 تاريخ: پنجشنبه 29 دی 1401 ساعت: 14:45

و مسخره ترش اینجاست که در عین حال که دلتنگ میشم، گاهی به قدری نفرت پیدا میکنم نسبت بهت که نمیتونم درک کنم خودم رو...

posted by: نگارین... |

هیس! یک نفر دارد می نویسد......

ما را در سایت هیس! یک نفر دارد می نویسد... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 3 تاريخ: پنجشنبه 19 مرداد 1396 ساعت: 19:37

نتیجه ی داشتن بابای لطیفی که مارمولکای توی بالکنو نمیکشه، اینه که مارمولکای توی بالکن میرن توی لباسای توی بالکن و منتقل میشن به سبد لباسای واقع شده در غیربالکن و به ناگاه ظاهر میشن روی دیوار اتاقتون...

حق دارم سکته کنم من یا نه؟ با خود مارمولک مشکلی ندارم ها! نه! مشکلم اینه که اگر من اون شلواری که مارمولکه توش بودو میپوشیدم یحتمل سکته میکردم!

هیس! یک نفر دارد می نویسد......

ما را در سایت هیس! یک نفر دارد می نویسد... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 7 تاريخ: سه شنبه 11 آبان 1395 ساعت: 16:52

یک جایی خواندم که آدم فقط دلش برای آدم هایی که از او دورند تنگ نمیشود.راست میگویدبعضی آدم ها را تو تقریبا هرروز می بینی اما هی دلتنگ ترشان می شوی.دیشب راستش، پیانو را گذاشتم توی گوشم و یک دل سیر گریه کردم. من از بلاتکلیفی بیزارم. این وسط تکلیف هیچ چیزم معلوم نیست. نه تکلیفم با او روشن است. نه با خودم. اصلا نمیدانم چه چیز غلط و چه چیز درست است دیگر.تنها چیزی که میخواهم این است که رک و راست تکلیف همه چیز زندگی ام را روشن کنم. خسته شده ام از این بین زمین و هوا بودن. از دلتنگی کشیدن. از تحمل کردن بودن اما نبودنش... هیس! یک نفر دارد می نویسد......ادامه مطلب

ما را در سایت هیس! یک نفر دارد می نویسد... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 7 تاريخ: سه شنبه 11 آبان 1395 ساعت: 16:52

یک سری رذالت های برخی آدم ها را تا بینشان هستی متوجه نمیشوی.

بیرون که می آیی از بینشان، هیولای درونشان انگار که زنده شده باشد، پنجه هایش را نشانت می دهد.

پ.ن.: و من همچنان خوب هستم! مامان هم امروز میگفت!

کسی که ازش باید خیلی تشکر کنم، الف جان بود اولا که وقتی دو دل بودم، ترغیبم کرد به گام گذاشتن در توفان تغییر. دوما آدم هایی که آنسوی توفان تغییر منتظرم بودند و پذیرفتند من را مثل یکی از خودشان.

فراموش نمیکنم. فراموش نمیکنم.

هرگز...

هیس! یک نفر دارد می نویسد......

ما را در سایت هیس! یک نفر دارد می نویسد... دنبال می‌کنید

برچسب: هرگز هرگز بی تو نمیخندم,هرگز هرگز عهدیه,هرگز نمیرد آنکه دلش,هرگز نخواستم سیاوش قمیشی,هرگز از مرگ نهراسیدم,هرگز رهایم مکن,هرگز نخواستم که تورو,هرگز تسلیم نشو,هرگز رهایم نکن رمان,هرگز نمیشه, نویسنده: بازدید: 9 تاريخ: سه شنبه 4 آبان 1395 ساعت: 22:57

صفحه بندی