
میگویم: " اوقاتی هست که تو در شرایطی قرار میگیری که حس میکنی یک قدم اشتباه دیگر باعث فروپاشی ات خواهد شد. انگار که به دمای ذوب خودت نزدیک شده باشی. اینجاست که تو تعیین کننده ی این هستی که محکم باشی و ادامه بدهی یا اینکه راه آسان تر را انتخاب کنی. نمیدانم چه دردیست به جان من که در زندگی ام هیچوقت نتوانستم راه آسانتر لعنتی را انتخاب کنم! " همینطور برایش میگویم از شرایط جدید. می گوید : " می دانی از چی تو خیلی خوشم می آید؟" لبخند می زنم که یعنی نه! بگو! می گوید: " خوشم می آید، خوب "پا می شوی از جایت" اینکه چقدر قدردانش هستم در لحظه ای که این حرف را به زبان می آورد را...
ادامه مطلب